قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است
رفته و چقدر زود از یاد برده که
نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست
که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست
و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و صبوری کند
تا از یاد ببرد صاحبش را
تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را 1 کند
و فراموش کند که روزی کسی بود
که برایش زندگی بود
[ یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ ] [ 4:26 ] [ امیرعلی ] [ ]
برچسب:
نویسنده: ساناز جعفری